(1) B
سالهای زیادی است که بحران سیاسی - اقتصادی، بر جهان سرمایه سیطره انداخته و به تبع، دنیا غرق در اختلاف و کشاکش طبقاتیست.
سرمایه داری رفته رفته، زوار در رفته تر و از کار افتاده تر شده است که علائم آنها را میتوان، در درون جامعه و در تمامی میادین استثمار و طبقاتی رویت نمود.
عمقِ فقر و نداریِ مردم در عصر سرمایه داری، و جهانِ سرشار از منابع طبیعی و ثروت، قابل توضیح نیست و میلیونها انسانِ دردمند، به اشکال متفاوت و در اقصا نقاط دنیا، برای کسب مطالباتشان در تقابل با حاکمان به صف شدهاند.
کثرت و شمار تظاهرات و اعتصابات کارگری و تودهای، فضای کشورهای سرمایه داری را احاطه کرده است.
گرسنگی، بیخانمانی و کودکانِ فقر و محروم از آب و نان و تحصیل، مختص به یک کشور و منطقه نیست و بُعدِ جهانی بخُود گرفته است.
حقوقها پائین و در عوض کسب ثروت و سودآوریِ یک درصدی جامعه، چندین برابر شده است؛ یک درصدیای که، کاری به نقشِ نود و نه درصدیِ جامعه نداشته و ندارد.
(2) B
آمپریالیست ها و دولتهای سرمایه داری با زور، و با کار بست سلاحهای مرگبار دارند، دنیا را به سمتِ ویرانی نابودی و بربریت سوق میدهند که هر ثانیۀ آن، برابر با آواره و نابودی هزاران کودک، برابر با از بین رفتن هزاران تن دیگر در اثر بی آبی، نبود امکاناتِ بهداشتی و پزشکی، و برابر با تلف شدن میلیونها تن دیگر در جنگهای دست ساز سرمایه داران است.
در چنین شرایط و حقایقی است که، دو طبقه و آنهم با دو تعیین کاملاً مجزا از هم، در مقابلِ یکدیگر قرار گرفته اند که در این میان، بالائی ها با چنگ و دندان و با اتخاذِ سیاستهای حیله گرانه و نظامیشان، در فکرِ بقای خویشاند و پائینی ها و علیرغم فقدان کمترین امکانات، بدنبال کسبِ حقوق و آزادیهای به سرقت بُرده شدۀشان میباشند
(3) B
... جمهوری اسلامی ایران، چهار دهه است که سران حکومت، جنگِ بی پایانی را علیۀ میلیونها کارگر و زحمتکش ایران سازمان داده اند و چند دهه ایست که به همراهِ دیگر دولتها و نیروهای درگیر در جنگِ امپریالیستیِ منطقه، به جان و مال محرومان افتاده اند.
سرانِ رژیم جمهوری اسلامی ایران مستقیم و غیر مستقیم، در نا امن کردن جامعۀ ایران و منطقه، و همچنین در همسوئی با دولتهای بزرگ امپریالیستی، پیرامون پیشبُرد بهترِ سیاستهای اقتصادی - جنگیِ طبقۀ سرمایه داری سهیم اند و روشن است که، رجزخوانیها و تهدیدات دو سوی حاکمیت - یعنی امریکا و ایران -، چیزی جز دودوزه بازی، ریاکاری و مکاری نیست.
(4) B
... دولتمردان آمریکا بظاهر، سرِ جنگ با سران حکومت دارند، امّا و بر خلافِ تبلیغات بیمایۀشان، اصل مسئله به مراتب، فراتر از "تنبیه" و یا "مهار" رژیم جمهوری اسلامیست؛
اصل مسئله، اضافه کردن بر فضای متنشج و باز کردن میدانِ جنگی تازه تر در منطقه است.
تنش و جنگی که از یکطرف سودآور، و از طرفدیگر و به گمانِشان، کنترل کنندۀ جنبشهای اعتراضی کارگری و تودهای است.
(5) B
... بنابراین بحث و ادعاهایشان پیرامونِ "کنترل" و "مهار" رژیم جمهوری اسلامی بی اساس است.
غرض و مقصود، دنبالۀ سیاستِ "نظمِ نوین جهانی" و "خاورمیانۀ بزرگ" و بویژه بعد از فروپاشی کاملِ به اصطلاح کمونیزم در شوروی است.
(6) B
...رژیم جمهوری اسلامی، ذاتاً با تشدیدِ تنش، با گستردگی جنگ و با سرکوبِ جنبش های اعتراضی کارگری و توده ای قابل دوام است.
سالهای زیادی است که بحران سیاسی - اقتصادی، بر جهان سرمایه سیطره انداخته و به تبع، دنیا غرق در اختلاف و کشاکش طبقاتیست.
سرمایه داری رفته رفته، زوار در رفته تر و از کار افتاده تر شده است که علائم آنها را میتوان، در درون جامعه و در تمامی میادین استثمار و طبقاتی رویت نمود.
عمقِ فقر و نداریِ مردم در عصر سرمایه داری، و جهانِ سرشار از منابع طبیعی و ثروت، قابل توضیح نیست و میلیونها انسانِ دردمند، به اشکال متفاوت و در اقصا نقاط دنیا، برای کسب مطالباتشان در تقابل با حاکمان به صف شدهاند.
کثرت و شمار تظاهرات و اعتصابات کارگری و تودهای، فضای کشورهای سرمایه داری را احاطه کرده است.
گرسنگی، بیخانمانی و کودکانِ فقر و محروم از آب و نان و تحصیل، مختص به یک کشور و منطقه نیست و بُعدِ جهانی بخُود گرفته است.
حقوقها پائین و در عوض کسب ثروت و سودآوریِ یک درصدی جامعه، چندین برابر شده است؛ یک درصدیای که، کاری به نقشِ نود و نه درصدیِ جامعه نداشته و ندارد.
(2) B
آمپریالیست ها و دولتهای سرمایه داری با زور، و با کار بست سلاحهای مرگبار دارند، دنیا را به سمتِ ویرانی نابودی و بربریت سوق میدهند که هر ثانیۀ آن، برابر با آواره و نابودی هزاران کودک، برابر با از بین رفتن هزاران تن دیگر در اثر بی آبی، نبود امکاناتِ بهداشتی و پزشکی، و برابر با تلف شدن میلیونها تن دیگر در جنگهای دست ساز سرمایه داران است.
در چنین شرایط و حقایقی است که، دو طبقه و آنهم با دو تعیین کاملاً مجزا از هم، در مقابلِ یکدیگر قرار گرفته اند که در این میان، بالائی ها با چنگ و دندان و با اتخاذِ سیاستهای حیله گرانه و نظامیشان، در فکرِ بقای خویشاند و پائینی ها و علیرغم فقدان کمترین امکانات، بدنبال کسبِ حقوق و آزادیهای به سرقت بُرده شدۀشان میباشند
(3) B
... جمهوری اسلامی ایران، چهار دهه است که سران حکومت، جنگِ بی پایانی را علیۀ میلیونها کارگر و زحمتکش ایران سازمان داده اند و چند دهه ایست که به همراهِ دیگر دولتها و نیروهای درگیر در جنگِ امپریالیستیِ منطقه، به جان و مال محرومان افتاده اند.
سرانِ رژیم جمهوری اسلامی ایران مستقیم و غیر مستقیم، در نا امن کردن جامعۀ ایران و منطقه، و همچنین در همسوئی با دولتهای بزرگ امپریالیستی، پیرامون پیشبُرد بهترِ سیاستهای اقتصادی - جنگیِ طبقۀ سرمایه داری سهیم اند و روشن است که، رجزخوانیها و تهدیدات دو سوی حاکمیت - یعنی امریکا و ایران -، چیزی جز دودوزه بازی، ریاکاری و مکاری نیست.
(4) B
... دولتمردان آمریکا بظاهر، سرِ جنگ با سران حکومت دارند، امّا و بر خلافِ تبلیغات بیمایۀشان، اصل مسئله به مراتب، فراتر از "تنبیه" و یا "مهار" رژیم جمهوری اسلامیست؛
اصل مسئله، اضافه کردن بر فضای متنشج و باز کردن میدانِ جنگی تازه تر در منطقه است.
تنش و جنگی که از یکطرف سودآور، و از طرفدیگر و به گمانِشان، کنترل کنندۀ جنبشهای اعتراضی کارگری و تودهای است.
(5) B
... بنابراین بحث و ادعاهایشان پیرامونِ "کنترل" و "مهار" رژیم جمهوری اسلامی بی اساس است.
غرض و مقصود، دنبالۀ سیاستِ "نظمِ نوین جهانی" و "خاورمیانۀ بزرگ" و بویژه بعد از فروپاشی کاملِ به اصطلاح کمونیزم در شوروی است.
(6) B
...رژیم جمهوری اسلامی، ذاتاً با تشدیدِ تنش، با گستردگی جنگ و با سرکوبِ جنبش های اعتراضی کارگری و توده ای قابل دوام است.
نه تنها زندگانی سران حکومت، با چنین سیاستی گره خُورده است، بلکه حیاتِ طبقۀ سرمایه داری جهانی و دولت های حامی آن و از جمله دولت امریکا، با تولیدِ سلاحهای کُشنده، با کُشت و کُشتار میلیونها انسان دردمند، با حضور و با گسیلِ نیروها و ادوات نظامیِ بیشتر به منطقه و دیگر نقاط جهان ربط پیدا کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر